جنها در تاریخ
میخوام براتون از شیوه ساخت اهرام بگم.از سپاهیان مخوف گذشته واز...
در زمانهای قدیم که هنوز هیچ علمی بخیال ما نبود چطور اهرام رو ساختند؟؟؟تاریخ مصر زیادی کامله و حتا غذای هر روز فراعنه رو مینوشتن چی بوده ولی از ساخت اهرام هیچ چیزی در دست نیست.
تو قرآن به آیاتی بر میخوریم که از کار کردن و بردگی اجنه برای انسان نوشته.و اینکه سنگهای بزرگ رو برای حضرت سلیمان جابجا میکردند و از اعماق آب براش مروارید و مرجان می اوردند.و اینکه سلیمان یاغیانشون رو با قل و زنجیر در بند کرده بود!!
سلیمان این سنگهای عظیم رو که در اون زمان هیچ چیز بجز جنها (سلیمان حتی به باد فرمان میداد!!)نمیتونستن جابجا کنن برای چی میخواست و کجا گذاشت و اون قصری که روش مرد و جنها تا سه سال بعد از مرگش روش کار میکردن کجا بود؟
بله دوستان در گذشته انسانها روشهایی بلد بودن که از اجنه بهره کشی کنن.
یه مواردی تو تاریخ هست که سپاهیان زیادی بطور ناگهانی ناپدید شدن در حالی که چادرهاشون بوده و حتی آتششون گرم بوده !!! مثلا ۳۰۰۰۰ چینی در حالی که یک شهر دیگرو محاصره کرده بودن در ۱۷۰۰ق م /.
ادامه دارد....
تاریخ جنها
ننوشتم چون این علوم اگه بدست نااهل برسه دنیا خراب میشه!!!
میخوام بنویسم ولی از این ببعد فقط تاریخی.
اولین موضوع درس تاریخ جنهاست.
جنها هزاران سال قبل از انسانها در زمین میزیستند و تمدنهای زیادی ساختند. تا اینکه آنچنان دست به خونریزی و فساد زدند که خداوند فرشتگان عذاب را بر آنان نازل کرد.بیشتر نسل جن از بین رفتند و خدا انسان را آفرید تا مالک جدید زمین و خلیفه او باشد.
یکی از جنیان که بواسطه صغر سن!از عذاب مصون ماند ابلیس بود. خدا برنامه های زیادی برای او داشت پس او را به آسمان برد و تحت تعلیم علم و حکمت قرار داد تا جایی که او به فرشتگان درس میداد!!!
انسان در این دوران بود که مراحل خلقت شامل انتخاب گل و ورز دیدن و آفتاب خوردن طی کرد و خدا از روح خودش در او دمید.و به فرشتگان دستور داد به او سجده کنند.
اذامه درس جلسه بعد...
برای تنوع
اگر دو تا داد بدون خاطرت رو خيلي مي خواد
اگر سه دونه فرستاد بدون مبايل مال خودش نيست
۲- عاموزش علفباي فارصي سد در سد طزميني؟ با ما تماس بگيريد، طمام كلاص حا به ثورط خصوثي مي باشد.
۳- آيا فكر مي كنيد بي عرضه هستيد؟
فكر مي كنيد به درد هيج كاري نميخوريد؟
فكر مي كنيد بي مصرف هستيد؟
.
.
.
به خدا درست فكر مي كنيد.
۴-تركه ميره جبهه فرداش بر مي گرده ، ميگن پس چرا اينقدر زود برگشتي؟
ميگه: ولشون كن بابا پدر سوخته ها به قصد كشت تفنگ بازي مي كردن.
۵-تركه قبض برق رو پرداخت نمي كنه، برقشو يك طرفه مي كنن.
۶-آيا مي دانيد :
اولين مردماني كه نخ به سكه مي بستند و داخل تلفن هاي عمومي مي انداختند ايرانيان بودند.
اولين مردماني كه توانستند از كارتهاي اعتباري تلفن هاي عمومي استفاده كنند بدون آنكه اعتبار آن كم شود ايرانيان بودند.
اولين مردماني كه نوشابه هاي تقلبي را ساختند ايرانيان بودند.
اولين مردماني كه در اولين صادرات به كشورهاي شمالي ايران به جاي حنا خاك رنگي فروختند ايرانيان بودند.
منتظر خبرهاي جديد ما از كارت هوشمند سوخت باشيد.
۷-عشق چيست؟
استاد هندسه: نقطه اي كه حول نقطه ي قلب جوان مي گردد.
استاد تاريخ: سقوط سلسله قلب جوان.
استاد زبان: همپاي لاو است.
استاد ادبيات: محبت الاهيات است.
استاد علوم: عشق تنها عنصري است كه بدون اكسيژن مي سوزد.
استاد رياضي: عشق تنها عددي است كه پايان ندارد.
۸- سلام بچه ها بالاخره من هم زن گرفتم ... ... يه هم زن برقي
۹- شب به ياد تو از خواب بيدار مي شم ، به در رو ديوار مي خورم و با هزار درد سر به تو مي رسم
.
.
.
اي دستشويي
۱۰- دختره به پسره ميگه ميخواي جايي رو كه آمپول زدم ببيني؟ پسره ميگه آره ، دختره ميگه همين تزريقاتي روبروييه.
۱۱- سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگيره جا خالي مي دم بخوري زمين حالت بگيره.
۱۲- اصفهانيه قله ي اورست رو فتح كرد. بهش مي گن انگيزت چي بود ؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن.
۱۳- يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد مي زنه كمك، من شنا بلد نيستم تركه داشته از اون جا رد ميشده مي گه : حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم.
۱۴- دعاهاي بنزيني:
۱.الهي بنزين بگيري
۲. بنزين به قبرت بباره
۳- التماس بنزين
۴- دست به هرچي مي زني بنزين بشه
۵- خدا بنزين بده، يك ليتر در دنيا صد ليتر در آخرت
۱۵- يادت باشه دنبال 3 چيز ندويي: 1. اتوبوس 2. مترو 3. دختر
حالا چرا؟ چون هر كدومشون برن 10 دقيقه بعد يكي ديگه مياد.
۱۶- مزيت مذكر بودن:
۱. دختر نيستيد
۲. هميشه خودتون هستيد(100% آرايش نمي كنيد)
۳. فقط شما مي توانيد رييس جمهور شويد
۴. فقط شما ميتوانيد برويد ورزشگاه آزادي و فوتبال تماشا كنيد
۵. براي دعوا كردن با، بابا يا داداش نياز به بزرگتر نداريد
۶. داخل اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد
۷. در كمتر از 10 دقيقه مي توانيد دوش بگيريد
۸. هر جوري كه حال كنيد لباس مي پوشد
۹. در كمتر از 2 دقيقه لباس مي پوشد و آماده مي شويد.
۱۷. ما خيلي از انقلاب دور شديم.......... از امام حسين فاصله گرفتيم.......... شهدا رو پشت سر گذاشتيم .......... كم كم داريم مي رسيم ميدون خراسان كسي پياده نميشه؟
۱۸. آموزش زبان اصفهاني
۱. مضاف و موصوف هميشه ((ي)) ميگيرد.
مثال: در باغ ===>> دري باغ گل قشنگ===>> گلي قشنگ آدم خوب===>> آدمي خوب
۲.((د)) ما قبل ساكن ختم به ((ت)) مي شود.
مثال: پرايد===>> پرايت آرد===>> آرت
۳. واو ساكن آخر كلمه به ((ب)) ختم مي شود
مثال: گاو===>> گاب
۴. اصولا در هر جا كه فتحه قشنگ باشد كسره به كار مي رود و هر جا كه كسره كلمه را زيبا تر مي كند فتحه به كار مي رود.
مثال براي فتحه: أز===>> إز
مثال براي كسره: إمروز===>>أمروز
۱۹. تركه از پشت راه ميرفته بهش ميگن چرا اينجوري راه ميري؟ مي گه آخه بچه ها مي گن از پشت شبيه آلن دلوني.
۲۰. دو نفر در طول مهماني كنار يك ديگر نشسته بودند و يك كلمه هم با هم صحبت نكردند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت پيشنهاد مي كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم.
۲۱. به تركه مي گن ۱۷ شهريور چه روزي؟ كمي فكر كرد و گفت: فكر مي كنم 15 خرداد باشه.
۲۲. باباهه (هواسش نبوده كه كلاهش سرشه) به بچش ميگه برو كلاه منو بيار. بچه ميگه: بابا كلاهت كه سرته.باباهه ميگه اه.......... پس نميخواد بري بياريش!
۲۳. غضنفر چهارتا قالب صابون مي خوره تا به مرزه خود كفايي برسه.
۲۴. تركه تو اتوبوس يه دختر خوشگل رو مييبنه، پياده ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره.
۲۵. طورا اذ سميم غلب و با طمام وجود دوصط دارم.......... چيه، مگه بي صواطا دل ندارن.
۲۶. زنه از شوهرش ميپرسه از چيه من بيشتر خوشت مياد؟ از صورت زيبا يا هيكل مناسبم. مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش ميندازه و ميگه از اعتماد به نفست.
۲۷. سلام سلامتي مياره، سلامتي نشاط مياره، نشاط شادي مياره، شادي زندگي مياره، زندگي زن مياره، زن بچه مياره، بچه دردسر مياره، دردسر بدبختي مياره، اصلا سلام نكن سنگين تري.
۲۸. يه توپ دارم قلقليه، موهاي سرم فرفريه، جوك جديد نداشتم، سرت كلاه گذاشتم.
۲۹. تركه مي خواسته پشتشو بخوارونه دستش نميرسيده، آجر ميزاره.
۳۰. تركه مي خواسته بره خرگوش شكار كنه. ازش ميپرسن چجوري مي خواي خرگوش شكار كني؟ ميگه: كاري نداره ميري پشت درخت صداي هويچ در مياري.
۳۱. تركه جبهه بوده، از هر طرف هم خمپاره ميومد. يكي داد ميزنه سنگر بگيريد، تركه از اون ور داد ميزنه براي من بربري بگيريد.
۳۲. فيلم هاي در حال ساخت جهاني: پت و مت با بازي ميرزاپور و رحمان رضايي. تام جري با هنرمندي فيگو و كعبي. دو قلو هاي افسانه اي با بازي برانكو و چلنگر. زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح.
۳۳. ميدوني فرق آينه با خشت در چيست؟
...........................................................
...........................................................
...........................................................
...........................................................
هميشه كه جواب اين زير نيست. يه بار هم مغز پوكت رو به كار بنداز.
۳۴. اينقدر بزرگه كه نميدونم چيكارش كنم. از زير شلوارم حسابي تابلو وقتي بهش احتياج دارم روم نميشه درش بيارم.......... عجب مزخرفيه اين نوكيا 6600.
۳۵. چگونه دل پسران را ببريم.
خانم هاي گرامي سلام. براي آموزش اين كه بتوانيد هرچه قوي تر دل پسران را از جا بكنيد اين مطالب را به دقت بخوانيد.
۱- در اول كلمات يا جملها دقت زيادي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر واژه از كلمه (آخي) استفاده كنيد.
۲- حتي المقدور واژه هاي پاياني را كمي بيشتر از حد معمول بكشد. به طور مثال (فردا ميبينم..........ت).
۳- اشوه كردن فراموش نشه. به طور مثال سعي كنيد ميزان پلك زدنتان را با هجاهاي جملاتتان هماهنگ كنيد. لطفا تمرين كردن رو بگذاريد براي بعد،فعلا پاي ادامه درس بنشينيد.
۴- در باب راه رفتن براي طرف مقابل با استفاده از پاشنه ي كفشتان يك ملودي عاشقانه براي مخاطبتان ايجاد نماييد.توجه: هيچ گاه فاصله بين قدمهايتان از 2 سانتي متر تجاوز نكند حتي اگر عجله داشته باشد.
۵- اگر دندان كناري خود را طلا گرفته ايد از همان طرف بخنديد و اگر هم از دندان خبري نبود چشمانتان را به گونه اي خمار كنيد كه كار لبخند را انجام دهد.
۶- تمرين حسابي(بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما دارد. اما اگر پس از شش ماه متوالي نكته هاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطب خود را تغيير دهيد.
۳۶. تركه ميميره عكسشو نداشتن بذارن رو قبرش ، تا گردن دفنش ميكنن.
کلوچه پزی پسر و پدران
کتیبه زن با وفا
مجسمه مرد با غیرت
میدان شهید حلال زاده
پارک زیبا دماغ.
گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ... / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ...
به عقد دائم آقای Mr. Google در بیاورم ؟
جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟
جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ, برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟
عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!
۴۵.پيروزی افتخار آميز دانشمندان ايرانی در عرصه انرژی هسته ای و دستيابی آن عزيزان به اورانيوم غنی شده رو ولش کن خودت چه طوری؟
۴۶.ترکه میره بازار، میخواسته نارنگی بخره، اما اسم نارنگی رو یادش رفته. به یارو میگه ببخشید آقا ۲ کیلو پرتغال کم باد بدین.
۴۷.دعای اتصال به اینترنت فی الهنگام شلوغیه
الّلهم اتصلنا الاينترنت،الّلهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت،
انا نعوذبک من کلّه ويروس الخبيس الّلعين و الملعونيه و
انّا نعوذبک من الديسکانکشن في الدنيا والاخره
امين يا رب العالمين---------->كانكتينگ۱۰۰
۴۸. ترکه میره آزمایش خون بده پرستاره که زن بوده برای اینکه رگ ترک رو پیدا کنه هی دستشو میمالیده ترکه هم یه کم فکر کرد و گفت: خانم میشه ازمایش ادرار هم بگیرید.
۴۹. يه روز يه دختر بچه با يه پسر بچه با هم ميرن حموم، دختر بچه به پسر بچهميگه ميزاری با اونجات بازی کنم؟ پسر بچه با ترس ميگه: نه نمی زارم آخه تو مال خودتو شيکوندی
۵۰. دوتا آبادانی به هم میرسن. اولی میگه: جات خالی، دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش، چهار تا آهو و سه تا شیر رو شکار کردم. دومی میگه: همش همین؟ اولی میگه: آخه بابا مگه با یه تیر میشه بیشتر از این هم شکار کرد. دومی میگه: اوووو تازه تفنگ هم داشتی؟
۵۱. یه مامور شر شماری تو آبادان میره در خونه یکی از شهروندارو میزنه. بچه آبادانیه با یه عینک ریبن به چشمش میاد دم در. یارو میگه: عزیزم من امدم برای سر شماری. بچه بهش میگه: کا، سرشماری چیه؟ یارو میگه بچه جون برو بگو بزرگترت بیاد. بچه میره تو یکی دیگه میاد، اونم نمیدونه سرشماری یعنی چی. میره یکی دیگه میاد. خلاصه چندتا شون میان و میرن و هیچ کدوم نمیدونن سرشماری یعنی چی. یارو سرشماره شاکی میشه میگه: بابا، اصلا بگو همه بیان دم در. آبادانیه میگه نمیشه. ماموره میگه: چرا؟ آبادانیه میگه: کا، به جون تو هیچ راهی نداره. ماموره میگه: آخه چرا؟ آبادانیه میگه: کا، آخه ما یه ریبن بیشتر نداریم.
با سلام خدمت دوستان عزیز، من ٿکر کردم که جالب باشه که این علائم شیطانی را بشناسیم.
چون متاسٿانه خیلی ها از این علائم نا آگاهانه استٿاده میکنند!
امیدوارم مٿید باشه.
سر بز
بز شاخدار ، بز مندس ، باٿومت ، خداي ساحران ، بز طليعه . يكي از راه هاي شيطان پرستان براي استهزاي مسيح بعنوان بره اي كه براي گناهان ما مرد است .
صليب نرو يا نشان صلح
نشانه اي ديگر كه به تمسخر صليب مسيح مي پردازد . همچنين با نام ريون مرد مرده شناخته مي شود . اين نشانه بر روي سنگ قبر بعضي از سربازان سازمان « اس اس » هيتلر به چشم مي خورد .

سوسك سكرب
سوسك سرگيني كه در مصر نماد تناسخ است . همچنين نشانه ي بيلزباب ، سلطان مگس ها ، يعني همان شيطان است . توسط پنهانكاران استٿاده مي شود تا قدرت آنان را نشان دهد و چشمه ي دٿاع آنان است .

اس شيطاني
نشان دهنده ي يك كلاٿ شيطاني است كه به معناي نابود كننده است . در اسطوره شناسي اسلحه ي زئوس بود . زئوس آن را مي پوشيد تا قدرت خود را به ديگران نشان دهد . همچنين توسط سربازان مخوٿ سازمان اس اس نازي استٿاده مي شد . 
صليب شيطاني
علامت سوال وارونه كه خداوندي خدا را مورد پرسش قرار مي دهد . در داخل مسلك پنهانكاري ، تمثال سه شاهزاده ي تاجدار است : شيطان ، بليال اٿترا زن و لوياتان نهنگ كه عهد عتيق از آن نام برده است . حاكي از اين است كه تمام قدرت ها زير دست لوسيٿر است . 
ستاره و هلال ماه
نمايش دهنده ي الهه ي ماه دايانا و « پسر خورشيد » است كه در اشعيا 12:14 از آن نام برده شده است . در جادوگري از آن بصورت مستقيم و در شيطان پرستي از آن بصورت بر عكس استٿاده مي شود . 
هرج و مرج يا آنارشي
به معناي منسوخ كردن تمام قوانين است . به معناي ديگر هر كار كردي بكن ، قانون شيطان پرستي . توسط طرٿداران پانك راك يا هوي متال استٿاده مي شود . 
خداي شاخدار
نشانه ي شناسايي در مسلك پنهانكاري است . آن را به اٿراد مي اشارانند به قصد نٿرين كردن وي . به انگشت شست كه توسط دست چپ و بالاي ديگر انگشتان است توجه كنيد . 
نشان ساحره يا نشان ماه
براي اداي احترام به ماه در حال بالا آمدن استٿاده مي شود . همچنين توسط موج سواران يا تيم هاي ٿوتبال استٿاده مي شود . براي آن استٿاده مي شود تا بگويد كه اضطراب عمومي بايد از دو شاخ قلاب شده استٿاده كند نه دو شاخ كه در بالا اشاره شد .

666
عدد شیطان ،علامت وحش . مكاشٿه 18:13

سواستيكا يا چرخ خورشيد
يك سمبل مذهبي باستاني بود كه بسيار قبلتر از به حكومت رسيدن هيتلر استٿاده مي شد . در كتيبه هاي بودايي ، مقبره هاي قوم سلت و سكه هاي يوناني استٿاده مي شد . در خورشيد پرستي ، نمادي ٿرضي است براي نشان دادن راه خورشيد در هٿت طبقه ي آسمان .
علامت هشدار دهنده زمان:
این وسیله ای است برای شیطان پرستان که به وسیله آن بر دیده و شنیده اٿراد کنترل پیدا میکنند و با این وسیله مانع میشوند تا اٿراد حقیقت را درک کنند.
صلیب بی سر:
نشانگر 1 خدای باستانی ایرانی و هندی که در گذشته او را پرستش میکردند. این خدا برای آنها نشانگر نور بوده
شاخ جانور تک شاخ:
این علامت توسط 1 کاهن اسکاتلندی رایج شد. از نظر شیطان پرستان این شاخ خوش شانسی و خوش بختی می آورد. و همچنین از نظر آنان این علامت دٿع کننده چشم شیطان است!
آنخ( Ankh ):
شیطان پرستان بر این باورند که این وسیله برانگیزنده شهوت است و برای امیال جنسی پرستیده میشود.
صلیب بر عکس:
علامت رایج بین شیطان پرستان است و با این علامت مصلوب شدن مسیح را مسخره میکنند. این علامت را بین خواننده های راک و آلبوم های آنها بیشتر میتوان دید.
زودیاک:
در پرستیدن شیطان استٿاده میشود (به خصوص لوسیٿر).
ستاره 5 رأس وارونه:
در مراسم مخٿیانه جادوگران برای احضار ارواح شیطانی استٿاده میشود. شکل ظاهری این ستاره برای شیطان پرستان بصورتی است که 2 رأس ستاره به طرٿ بالا است . در هر صورت این نشانه ای است از شیطان و مهم نیست دایره ای دورش باشد یا نه.
باٿومت:
علامتی مخصوص شیطان پرستان. یک خدای شیطانی و علامتی شیطانی. این علامت در جواهر ٿروشی ها زیاد دیده میشود.
همچنین امروزه این علامت را بعضی از سنگ تراشان هم میسازند. شیطان پرستان این علامت را بر سر ساختمان های خود هم میزنند واین علامت را نیز به عنوان شناسه خود بر روی ماشین های خود نصب میکنند.
ستاره 5 رأس:
علامتی که در جادوگری استٿاده میشود و برای آنها نشانگر عناصر آب , خاک , آتش و روح اطراٿ آنهاست.
ستاره 6 رأس:
در ابتدا باید گٿت که این ستاره، ستاره داوود نیست و این علامت یکی از رایج ترین علائمی است که در نیروهای شیطانی و جادو از آن استٿاده میشود.
آدجت:
یکی از علائمی که اشاره دارد به لوسیٿر(پادشاه جهنم!) زیرچشم اشکی هم دیده می شود به خاطر تاثیر گریه و ماتم محیط اطراٿش.
چشمی که همه چیز را میبیند:
شیطان پرستان اعتقاد دارند که این چشم شیطان است و بر این باورند که کسی که بتواند این چشم را بدست آورد به تمام دنیا کنترل پیدا میکند. و این علامت در نمادی از روشنٿکران هم هست و حتی روی پول رایج در آمریکا(دلار) هم دیده میشود.
اسپيرال ( جاده ي حلزوني )
ربه النوعي باستاني كه نماد الگوي همگاني رشد در طبيعت است . يك بي ثباتي با سه خط كه توسط بعضي اٿراد استٿاده مي شد تا به ياد آورنده ي عدد وحش باشد .... 666

سمبل آيين پرستش خون
بيان كننده ي قرباني شدن انسان و حيوانات است .

سمبل آيين پرستش جاذبه هاي شهوت بر انگيز
براي اشاره به مكان و نيت به كار مي رود .

گروه بد
برابر است با معبد نوباوگان روحي .

ضد عدالت
نماد رومي عدالت تبري وارونه بود . وارونه بودن آن بي عدالتي و طغيان را تداعي مي كند . گروه هاي طرٿدار حقوق زنان از دو تبر وارونه بعنوان نماد مادر سالاري باستاني بهره مي جويند .

نماينده ي پليدي عظيم
نشان دهنده ي يك توده ي پليدي كه اتٿاق اٿتاده يا اتٿاق خواهد اٿتاد . مراسم كاتوليكي را كه مملو از اعتقادات كاٿر گونه است به استهزا مي گيرد . نشانه هاي مقدس مورد توهين قرار مي گيرند و دعاي رباني وارونه خوانده مي شود .

كليساي شيطان
توسط آنتون لولي در سال 1966 تاسيس شد .

ارض مقدس
سمبل مادر زمين . همچنين بعنوان نماد داروي هاپي چرخ خورشيد شمالي ، ظاهر مي شود .

مهر مسير دست چپ
نشان دهنده ي جادوي سياه و جاده ي منتهي به شيطان است .

لايبرنت ( دخمه ي پر پيچ و خم )
مارپيچي كه توسط ٿردي در عصر مٿرغ طراحي شد كه مسير آٿرينش را نشانه پردازي مي كند .

صليب وارونه ي عدالت شيطان
اگر بر سينه ي قرباني حك شده باشد ، به اين معناست كه ٿرد يك خيانتكار است . خط عمود نشان دهنده ي پيشگاه انسان است . خط اٿق نشان دهنده ي ابديت گذشته و آينده است . كمان نماينده ي جهان و وارونه بودن به نشانه ي استهزاي خداوند است .

دايره ي تشريٿات
براي گروه هاي مختلٿ معاني گوناگوني دارد . محاٿظت از شيطان ، نشانه اي از گردش هاي زندگي و ناكامل بودن است . 9 پا در روبرو با يك پاي كوچكتر در داخل و احتمالا يك نماد طبيعت پرستي در داخل كشيده شده اند .
شمشير قدرت
ممكن است مستقيم يا وارونه همراه با قطره اي خون ديده شود . توسط بعضي شيطان پرستان براي نمايش نور و تاريكي استٿاده مي شود .
طلسم و ضد طلسم
باور بر قدرت جادويي آن است . معمولا يك نقاشي يا نوشته با نام يا تصوير يكي از خدايان دارد .

مثلث توماترژيك
براي پيشنهادهاي جادويي در طاس انداختن براي طلسم ها و احضار شياطين استٿاده مي شود . نزديك محوطه هاي قرباني پيدا شد . اين اعتقاد پذيرٿته شده كه دري است كه از طريق آن شياطين خوانده مي شوند .

تريدنت
نشانه ي اجرا در ميان گروه هاي پنهانكاري است . تٿاوت هاي گوناگوني وجود دارد .

شش وجهي طلسم ناشدني
توسط آليستر كرولي بعنوان نماد محٿل ستاره ي نقره اي كه خودش تاسيس كرده بود طراحي شد . نام ديگر اين گروه آستروم آرژنتوم يا اي اي است .

ويو
طرحي كه در جادوگري براي ٿرا خواندن « لوآ » هاي مختلٿ يا خدايان روح استٿاده مي شود . نشانه ي بارون سامادي ، خداي قبرستان ها و مرگ ، است .
عبور مرغ از خیابان از دید گاههای مختلف؟!!!

چرا مرغ از خيابان رد شد؟
ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت "به آن سوی خيابان برو" و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
مارکس: مرغ بايد از خيابان رد می شد، اين از نظر تاريخی اجتناب ناپذير بود.
خاتمی: چون می خواست با مرغهای آن طرف خيابان گفتگوی تمدنها بکند.
رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف می کنيد؟
شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن می دونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان می دهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد، آيا در بچگی شصت خود را می مکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.
همينگوی: برای مردن، در زير باران.
اينشتين: رابطه ی مرغ و خيابان نسبی است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال شده ی اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهوده ی او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان می دهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی می مانند و از خيابان رد نمی شوند، توجه ما بايد به آنها معطوف باشد، چرا هميشه فقط بايد درباره ی مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد می شود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.
خواننده ی آهنگهای آبدوغ خياری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...
شيرين عبادی: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است، در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسی را فراری نمی دهد.
روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که می خواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.
حافظ : عيب مرغان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
کافکا: ک. به آن سوی خيابان کثيف رفت، مرغ اين را ديد و به سوی ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهی بی توجه و وحشتزده انداخت، اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکی خود مواجه کند و دست کم او را به احترامی وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازه ی کوچک جثهاش دشوارتر می نمود.
بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.
فردوسی: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه.
ناصرالدين شاه: يک حالتی به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود، آن پدر سوخته هم رد شد.
سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.
خمينی: بروند گم شوند اين مرغها، لکن اين مرغها هيچ غلطی نمی توانند بکنند، من خودم خيابان تعيين می کنم، من توی دهن اين مرغها می زنم.
طرفدار داستانهای علمی تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد، مرغ خيابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان می کند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟
جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکی مجدد از سوی تروريسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنيت ملی ايالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.
سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود، وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.
احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشههای ذهن خويش، می جويم. من، می مانم، و مرغ، می رود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايههای دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا می دانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
لات محل: به گور پدرش می خنده! هيشکی نمی تونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس کش!
بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانه ی خود را نفی می کنی.
پدرخوانده: جای دوری نمی تواند برود.
فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.
رفسنجانی: اينجور نيست که مرغ از خيابان رد شده باشد، حالا بعضی از اشخاص يک چيزی گفتهاند و ممکن است اين شبهه به وجود آمده باشد که چنين چيزی شده، اما بهرغم همه ی اينها امت اسلامی آمادگی کامل دارد و به اميد خداوند در برابر اين توطئهها مقاومت می کند.
ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد، دليلش هيچ اهميتی ندارد، رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه می کند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بود.
هيتلر: اگر اراده ی ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلمانی از خيابان رد خواهد شد.
احمدی نژاد: خيابان و فناوری رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمی جوانان ايران و حق ملت ايران است، ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد، موج معنويت و بيداری در دنيای اسلام، به اميد خدا به زودی اين مرغ را از دامان دنيای اسلام پاک خواهد کرد.
فوتباليست: آفسايد بود آقا! ما هر چی به اين داور گفتيم بیانصاف قبول نکرد.
کودک: میخواستش که به اون طرف خيابون برسه!
آیا واقعاً چنین است؟؟؟؟
(از وبلاگ شیطان مخفی)
دلایلی برای مرد بودن!!!
یک خاطره از دور
یه شعر توپ
بي تو، مهتاب شبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره بدنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانه جانم، گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد: تو بمن گفتي:
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينه عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم: حذر از عشق ! ندانم
سفر از پيش تو، هرگز نتوانم،
نتوانم،
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر ، لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم...
باز گفتم كه: تو صيادي و من آهوي دشتم
تا بدام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، ناله تلخي زد و بگريخت...
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه: دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم؛ نرميدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم...
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
از فريدون مشيري
از تهران!!!
شرح حال ما برفت
کارمــــن در خوابــگه خوابیــدنســــت خواب های رنگی آن گــه دیــدنســت
خواب بیکاری پس از تحصیل و درس کشته من را نیمه شد جانـــــم ز ترس
دوستــان در طول هر یــک روزوشــب گشته بیست و پنج ساعت خواب وگپ
یک طرف پنجاه و دو برگ است ومــا ســـوی دیــــگر خرو پـــف بچـــه ها
تــا کــه آید اخـــــر تــرم کــــار مــــن می شود شب تا سحر گـــه خــــر زدن
می شـــود کــــورس تقــلـب امتحــــان عـینـهـــو تــــالار بحـــث و گفتمـــــان
مرضیـــــه کاغذ به بابــــک می دهـــد اوجوابــش را بـه چشمـــک می دهــــد
می زنــد محــسن به پــــای مرتضـــی اونـمی دانــــد جـــوابـــش از قــضــــا
ناظــــــــرک انــدر بر فتـــانـــه است نـاظر اســت امــا همه بهـــانه اســــت
گــــاه می گویـــــد جـــــواب امتحـــان گــــه اشارت می کنــد درایــن میــــان
گــاه می گیـــــرد قـلـــم از دســــت او می نویــســد از برایــــش پـشت و رو
تا که مهــــدی دست بـــالا می کنـــــد ناظـــرک غــوغــا و بلــــوا می کنــــد
بچه جــــــان سوال بی مورد خطـاست گـــو ببینــم که حـــواس تــو کجـــاست
بهـــر نمره گـــــر اتـــــاق وی روی دور او بینـــــی بســی حـــور و پــــری
دل به ناظــــر داده اند و در جـــــواب قلــــوه می گیــــرند و نمـــره های نـاب
این چنین است سر گذشت مـــا عزیز اشـــک خـــود را از بــرای مــا نــریــز
گــر که ترسیــــدم زپـــــاسی می روم دســـت به دامــان پزشکـــان می شـــوم
می کنـــم حـــذف پزشــــکی درس را می بــرم من ریشـــه هــای تــــــرس را
راه دیــگر کفش استـــاد است ومـــن واکـس هسـت و این بروس و دسـت من
یــا دلــش می سوزد استـــادم وپــاس یا نـه وسیـــروس مـــرد آس و پــــاس
شهر هرت
|
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگ ه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه ب َدَ ن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک ا ند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست | ||
یک شعر توپ
نوشتم این چنین نامه به الله// فرستادم دوقبضه سوی درگاه
به نام تو که رحمان و رحیمی// خدای قادرو رب کریمی
منم فرزند آدم، پور حوا // سلامت می کنم من ازهمين جا
همان آدم که اورا آفریدی // ولی از خلقتش خیری ندیدی
ازاوّل او به راهی بس خطا رفت// به سوی کشتن و جرم و جفا رفت
زتو بخشش ازاوعصیان گري بود// زتو نرمش از اوويرانگری بود
خدایا از خودم شرمنده هستم // ازاینکه ظاهراً من بنده هستم
نياوردم به جا من بندگي را // وبالم كرده ام شرمندگي را
ندادم گوش برفرمانت ای دوست// ومي دانم كه می گويي چه پُررّوست
زبس از آدميّت گشته ام دور// نكردم اعتنا بر لوح و منشور
لذا با عرض پوزش من ازامروز// وبا شرمندگي واز سر سوز
شوم مستعفی از شغلی كه دادي// و نام آدمی بر آن نهادی
اگر باشد جواب نامه مثبت// و استعفا قبول افتد زسويت
خدايي را در حق ّ اين خطا كار// در حق بندۀ مستعفی زار
به جا آور زروی لطف و ياری// كه باشد از صفات ذات باری
به جای دستمزد این همه سال // که بودم بنده ات باری به هر حال
عطا كن خانه ای در كنج جنّت// برای دورۀ خوب فراغت
بكن هم خانه ام يك حور زيبا // که تا تنها نباشم من در آنجا
چو نامه خوانده شد از سوی یزدان// ندا آمد زسوی حی سبحان
توای آدم گرچه پررّو هستی// ودست سنگ پا از پشت بستی
ولی چون برگنُه اقرار کردی// به نادانی خود اصرار کردی
قبول افتاده شد موضوع خانه// چه چیزی را دگر گیری بهانه ؟
به عزراییل گفتم تا بیاید// تورا فوراً به این خانه رساند
بلرزیدم زنام مالک موت// چنان گویی که دارم می کنم فوت
پریدم من زخواب خوش به یکبار//نگشتم لاجرم نائل به دیدار
علوم جلیه
هر کی واقعاً می خواد یاد بگیره میل بزنه یا تو نظرات پیغام بده!!!
بای برای ...
معرفی کتاب
تائوی فیزیک
فریتوف کاپرا
از اون کتابایی که باعث می شه نگاهتون رو به دنیا و اتفاقات توش عمیقتر کنید.
یک فیزیکدان مشهور نوشته اش و نگاه چند دین رو نسبت به دنیا با دیدگاه فیزیک نوین تلفیق کرده و به نتایج جالبی هم رسیده.
دنیای وارونه!!!
در این فیلم لوسیفر به عنوان الهه زمین معرفی میشه.
نمیدونید لوسیفر چیه؟
همون بز ایستاده با شاخهای پیچیده و چهره انسانی!!!
نمی دونید چیه؟
لوسیفر تصویری است که شیطان پرستان بعنوان خدایشان شیطان میپرستند.
در این فیلم سعی شده بود لوسیفرـ که در یک صحنه گوشت خام رو بصورتی حیوانی گاز میزد و از موجوداتی استفاده میکرد که خون میخوردند(بگذریم که خودم هم گاهی می خورم)و از او میخواستند با قربانی کردن برادر کوچکش به پادشاهی عالم زیرین(که در اسطوره ها نماد جهنم است)در بیایید ـ بعنوان الهه زمین که باعث خوشبختی دخترک میشدند جا بزنند .
این یعنی نفوذ پر قدرت شیطان پرستان بر هالیوود که صداوسیما هم بدون دانش از آن استفاده میکنند.
حالا هرچی
۱.ویدوک:این فیلم رو اگه دیدید فهمیدیدکه کیمیاگر اون با خونی که از دخترای کوچیک جمع میکرد جاودانه میشد.
منو یاد کتاب سه قطره خون از صادق هدایت انداخت.تو آخرین داستان اون هم کیمیاگر همین کار رو میکرد.حالا یا صادق این افسانه فرانسوی رو شنیده بوده ویا اونا از رو کتاب صادق دزدی ادبی کردن!!!!
۲.شهرک مستقل سیزده:اگه شما هم این فیلم رو قبلاً با زیر نویس اصلی دیده بودید از بیسوادی مترجمهای صدا و سیما قاطی میکردید
و از خودتون میپرسیدید دوبله فیلمهای صداوسیما همشون همینطوریه؟؟!!
۳.اژدها سوار:به نظر من اژدها (به معنای سوسمار بزرگی که از دهانش آتش میآید)واقعاً وجود داشته.چند تا دلیل منطقی هم براش دارم.
الف:اژدها در افسانه های چینیها و ایرانیها و اروپاییها و سرخپوستان امریکایی و اینکاها و... وجود داشته.از نظر یک محقق بی طرف این گستره جغرافیایی که با هم ارتباطی نداشتند نمی توانستهاند افسانه ملت دیگری را بدزدند و واقعاً این حیوانات وجود داشته اند.
ب:اینکه خدا در قرآن عصای حضرت موسی را به ثعبان تشبیه کرده و ثعبان لفظی است که مختص اژدهاست و خدا هم از چیزی که نیافریده مثال نمی زند.
معرفی کتاب
تصمیم گرفتم هر وقت سر زدم یکی از کتاب هایی که از خریدنشون پشیمون نیستم معرفی کنم تا شما هم از این لذت بیشتر بهرهمند بشید.
اولین کتاب
یی چینگ
کتاب تغییرات
این کتاب قدیمی ترین نوشته بشر و منسوب به "شاه چو "ست که ۵۰۰۰سال قبل بر چین حکومت میکرده.
این کتاب معتبرترین و دقیق ترین کتاب فالگیری در جهان است.این کتاب نه تنها به شما میگوید مسیر فعلی تان شما را به کجا می کشاند بلکه می گوید چگونه در راهتان موفق باشید و مطمئن ترین و آگاه ترین مشاور شما هم خواهد شد.
حتماً این کتاب را خریداری کنید.
سال جديد و وحدت اسلامي!!!
آقا امسال رو سال وحدت و همبستگي اسلامي نام گذاشت.وحدت بين شيعه و سني.وحدت بين محبان اهل بيت (ع)و قاتلينشان.وحدت بين حسين(ع)ويزيد!!!!
مگه ميشه به اوناييكه تو زيارت عاشورا لعنشون ميكنيم قاتلين حسين(ع)كساييكه اسبانشان را زين كردند و كساني كه به اين امر راضي ودند و كساني كه سكوت كردند!!!
كساييكه در نماز علي(ع)را لعن ميكنند و با كشتن ۷ شيعه به زعم خودشون بهشت رو به خودشون واجب ميكنند.
كسايكه پهلوي زهرا را شكستند!!!كسانيكه دعاي صنمي القريش در لعن آنهاست.!!!
با اونها متحد باشيم!!!اونم ما كه طبق روايت گلمون رو با محبت اهل بيت سرشتند!!!
از دولت و مملكت ما بيشتر از اين نميشه انتظار داشت.از دولتي كه بودجه لبنان و فلسطين رو تامين ميكنه چون با اسرائيل و امريكا مشكل داريم و مسلموناي استقلال طلب چچن رو شورشي ميخونهچون با روسيه خوب هستيم.
دولتي كه به اشغال عراق كه بهترين جوونامونرو ازمون گرفت اعتراض ميكنه و انارو دوست و برادر ميخونه ولي وقتي شيعيان دوازده امامي يمن رو قتل عام ميكنند و اونا ازمون كمك ميخوان مثل گاو خفه ميشن و ميگن شورشيهاي شيعه رو دولت مردمييمن بمباران كرد!!!
واي از اين حكومت نون به نرخ روز خور !!!!
واي!!!
ادامه دارد...
جادو
ميگفت پدر بزرگ رفته بوده هند براي مباحثه با علماشونو ياد گرفتن علوم خفيه.
ميره پيش يكي از لماي سني كه تو اينكارا وارد بوده و از قدرتمند ترين جادو گرانشون بوده.اون براي چله نشيني يك ورد تضمين شده واسه پدر بزرگم مينويسه كه چهل روز تكرار كنه تا بزرگان جن در خدمتش قرار بگيرن!!!يك ورد به زبان هندي .
پدر بزرگ ورد رو ميگيره و ميره تا چله بشينه .تو راه يكي از دوستاش رو ميبينه و ورد روميده براش ترجمه كنه.دوستش با خوندن ورد شاكي ميشه و بهش ميگه ورد چي بوده.
ورد لعن و دشنام به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)بوده.
بله مفتي هاي سني با اين كار روح خود را به شيطان فروخته و با خوشنود كردن او از شياطين در بندش كمك ميگيرن.
اونوقت خيلي از ماها كه خودمون رو شيعه ميدونيم و واسه حضرتش ميميريم ميريم پيش اينا كه شيا طين كارمون رو راه بندازن.مايي كه امام زمان كارامون رو بعهده داره .ماييكه دم ا ز توسل و توكل ميزنيم با كمك جادوي سياه و توسل به شياطين كارمون رو راه ميندازيم!!!
ادامه دارد
گرفتن شهرام
خيلي سريع تر از دخالت اينترپول و ديپلمات بازي!!معتوم نيست از كجاىىو توسط سربازان گمنام امام زمان!!!
مي دونيد يعني چي؟ يعني رفتن از تو يك كشور ديگه دزديدنش و آوردنش.
خدا بهش رحم ....
یه جک با معنی
یه توریسته از جلو مسجد رد میشده میبینه شلوغه از یه نر میپرسه چه خبره؟یارو میه دارن نهار میدن!!توریسته میپرسه مگه تو مسجد نماز نمی خونن؟؟یارو میگه نمازو تو دانشگاه تهران میخونن!!!توریسته می گه من فکر میکردم تو دانشگاه روشن فکراتون هستن!!!یارو میگه روشن فکرامون تو زندونن!!توريسته ميپرسه پس دزدا و كلاهبردارا كجان؟؟يارو ميگه فكر مي كني مملكت رو كي اداره ميكنه؟؟!!!
نوروز
با سلام
سال نو مبارک
روز عید غدیر(به سال شمسی)مبارک.
روز نشستن کشتی حضرت نوح بر کوه جدی مبارک
روز هبوط انسان بر زمین مبارک
روز گلستان شدن آتش بر حضرت ابراهیم مبارک
روز آفرینش زمین مبارک
و.... مبارک
در مورد اسم وبلاگ
آژیدهاک در شاهنامه به اسم ضحاک شناسانده شده است.او جد کوروش است.او دز خواب دید که از فرج دخترش درختی میروید که بر تمام جهان سایه می افکند.در خوابی دیگر میبیند سیلی از فرج دختزش جاری میشود و تمام کاخ او را با خود میبرد.خواب گزاران خوابش را چنین تعبیر میکنند که از دخترش پسزی به دنیا می آید که کاع او را ویران میکند و تمام جهان را تسخیر میکند.
او دخترش را به عقد شاهزادهای از پارت در می اورد تا به راحتی بتواند او را از بین ببرد.کورش زاده میشود و او وزیرش را مامور میکند تا کوروش را شخصاً نابود کند.وزیر کوروش را به بهانه نشان دادن به پدر بزرگش از مادر میگیرد و به کوه می برد تا بکشد .کوروش در راه به او لبخند میزند و او از کشتن کودک ناتوان شده او را به چوپان سلطنتی می سپارد.
ادامه دارد....
ضمیر ناخود اگاه و سیاست
۲)باز گشت به بغداد:در این بازی شما وارد مساجد شده و هر که را داخل آن است میکشید!!!هم زمان صدای اذان را هم خواهید شنید.
فرشتگان گفتند:انسان را آفریدی که باز در زمین فساد کند و خون بریزد
دروتی کانتس ، یکی از نخستین دانشآموزان سیاهپوستی است که توانسته وارد دبیرستانهایی شود که پیش از آن صرفا سفیدپوستان را پذیرش میکرد. عکسالعملهای سفیدپوستان باعث شد که والدین دروتی تنها بعد از 4 روز وی را از دبیرستان خارج کنند.
پلیس ملی ویتنام جنوبی (Nguyen Ngoc Loan )، یک ویت کنگ را اعدام می کند.
عکاس : Eddie Adams
فوریه 1981 : مادرید اسپانیا:
پلیس نظامی پارلمان اسپانیا را تصرف کرده است. عکاس از بیم توقیف عکسها ، نگاتیوها را در کفشش قرار داد.
آوریل 1980 ، اوگاندا :
یک پسر دچار سوء تغذییه شدید. عکاس این عکس وقتی که فهمید همان مؤسسهای که از انتشار این عکس به مدت 5 ماه خودداری کرده است ، عکس را وارد رقابت عکاسی کرده است ، بسیار ناراحت شد. وقتی عکس برنده جایزه "بهترین عکس خبری سال" شد ، عکاس بسیار برآشفت ، چون مخالف برنده شدن در رقابتهای عکاسی از راه انتشار عکس افراد گرسنه و در حال مرگ بود.
نوامبر 1985 ، کلمبیا :
یک دختر 12 ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است ، بعد از 60 ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.
سپتامبر 1986 ، سانفرانسیسکو آمریکا :
ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز. این ضایعات پوستی نشاندهنده کاپوسی سارکوما هستند. در شرایطی که مجلات چندان تمایل نداشتند به اپیدمی ایدز بپردازند ، عکاس این عکس با انتشار این عکس ، بار دیگر باعث مطرح شدن نام این بیماری در جامعه شد.
8 ژوئن 1972 ، ویتنام جنوبی :
عکاس این عکس به خوبی آن روز را به یاد میآورد ، نیروهای ویتنام جنوبی منطقهای را با ناپالم بمباران کردند ، دختر ویتنامی در حالی که فریاد میزِد :"بسیار گرم است"، لباسهای در حال سوختنش را درآورد و بعد آب قمقمهاش را روی خود ریخت ، عکاس با دیدن کودکان در حال فرار آنها را سوار اتوموبیلش کرد و به بیمارستان مجاور برد.
می 1969 ، لاندوندری ، ایرلند شمالی:
یک کاتولیک جوان در زمان درگیری با نیروهای بریتانیایی. عکاس آلمانی این عکس هانس جورج آندرس ، بعد از یک شب درگیری خیابانی در ایرلند و در شرایطی که پلیس گاز اشک آور شلیک کرده بود ، پسر جوانی را دید که ماسک ضد گاز بر سر داشت و روبروی دیواری ایستاده که روی آن نوشته شده :"ما صلح میخواهیم" ، قبل از اینکه گاز اشکآور خود عکاس را درگیر کند ، وی فرصت پیدا کرد ، دو عکس از این پسر بگیرد.
دسامبر 1984 ، بوپال هند :
جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس ، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.
نوامبر 1993 ، سومالی :
مادری فرزندش را آماده خاکسپاری میکند. کودک به خاطر قحطی فوت کرده است.
سپتامبر 1997 ، الجزیره الجزایر :
یک زن در خارج بیمارستانی که مجروحان و کشتهشدگان قتل عام بنتالله به آن منتقل میشوند ، در حال شیون است.
23 ژوئن 2002 ، قزوین ، ایران :
پسربچهای در مراسم به خاکسپاری پدرش که در جریان زلزله کشته شده است.
آوریل 1989 ، آلبانی :
یک مرد آلبانیایی در حال قدم زدن در خیابانی در Kukës آلبانی که در آن خشونتهای نژادی شیوع زیادی دارد. عکاس موفق نشد با این مرد حرف بزند.
ضمیر ناخود آگاه و سیاست
ضمیرنا خود آگاه در واقع چیزی است که با عث میشه ما از یک چیز بدون دلیل خوشمان بیاید یا بدمان بیاید.
۲)هالیوود با استفاده از ضمیر نا خود آگاه بینندگانش سعی دارد تا یک احساس ترس و تنفر و نا امنی رو نسبت به مسلمانان و مظاهر اسلام ایجاد کند.
۳)هالیوود برای این کار دو گونه عمل میکند:
الف:به صورت بسیار تابلو مثل فیلم محاصره که در آن مسلمانان انسانهایی زناکار و سفاک معرفی میشوند که حتی به فاسق خود خم رحم نمی کنند و با بستن بمب به خود، خودشان را در بین مردمی که به طرفداریشان راه پیمایی میکنند منفجر میکنند.(کار بر ذهنیت خوداگاه)
ب:با کار بر ضمیر نا خود اگاه:
هنگامی که اتفاق بد و غیر انسانی در فیلم رخ میدهد صدای اذان یا قرآن در پس ضمینه تصویر شنیده میشود و با این کار هنگامی که شخص صدای آذان ویا تلاوت قرآن می شنود ناگهان بدون دلیل قبلی و بطور شرطی شده احساس نا امنی و تنفر میکند.
ویا با استفاده از تصاویر مختلف مثل نماز گزاران و یا نوشته های فارسی و عربی و اعمال خاص مسلمانان ایجاد یک ذهنیت بدبصورت نا خوداگاه در مخاطب میکنند.
۴)چند مثال:
۱- فیلم محاصره که در آ مسلمانان بصورت عده ای تروریست معرفی میشوند و در تمام فیلم موقعی که انفجاری رخ می دهد صدای اذان بگوش میرسد.
۲-فیلم در جهنم با بازی ژان کلود وندام که در آن هنگام تجاوز وحشیانه یک زندانی به یک زندانی دیگر بدون دلیل وحتی بی موقع صدای اذان بگوش میرسد.این اتفاق در صحنه ای مشابه باز هم تکرار میشود.
در همین فیلم هنگامی که ژان کلود مشغول بیگاری بسیار سخت است در حدود ۲ ثانیه نماز گزارانی در حال سجده دیده میشوند.درصحنهای دیگر هنگامی که یک زندانی گردن زندانی دیگری را بدون دلیل میبرد باز هم صدای اذان با شدت هر چه تمام تر بگوش می رسد.
۳-در فیلم دومینو چند آدمکش جایزه بگیر یک افغانی را بعنوان راننده و متخصص انفجار استخدام می کنند و کار گردان در معرفی این کاراکتر صحنه ای را نشان میدهد که این شخص از کودکی(۵-۶)سالگی مشغول منفجر کردن کامیون است.روی بدنه اتوموبیل آنان(جایزه بگیر ها)بصورت بسیار درشت با خط فارسی نوشته شده است"چشم بد دور".و جالب تر اینکه در پایان فیلم هنگامی که این شخص می خواهد خود را بهمراه دیگران منفجر کند صدای تلاوت آیات قرآن بگوش میرسد.
این مقاله ادامه دارد.
جبر برنامه ریزی شده
چون معنی اختیار اینه که ما بتونیم بین چند چیز یکی رو انتخاب کنیم.
آره من هم معتقدم ما ظاهراً مختاریم!!!
ولی فرایندی که ما بر مبنای اون تصمیم میگیریم چیه؟
ما دو راه برای انتخاب داریم
۱. رندم یا شانشی انتخاب کنیم مثل شیر یا خط کردن که این کار رو هر میمونی هم میتونه انجام بده.
۲.با توجه به شرایط و سود و زیان و... انتخاب کنیم.
حالا با توجه به انتخاب های متفاوت توسط انسانهای متفاوت این سوال پیش میاد که دلیل این تفاوت چیست؟بله جواب در تفاوت شخصیت ها و دیدگاهها است.اما این تفاوت از کجا نشئات گرفته؟
یا هنگام تولد انسانها متفاوت بودند یا محیط متفاوت آنها باعث تفاوت در دیدگاههایشان شده است یا هر دو.(که من شخصا به هر دو معتقد هستم).
اگر انسانها هنگام تولدباهم متفاوت با شند چون خدا نحوه ی خلقت ما را انتخاب کرده و ما در انتخاب آن نقشی نداشتیم و خدا از نتایج این انتخاب آگاه بوده پس ما با انتخابمان کاری را انجام میدهیم که او برنامه ریزی کرده است.واگر این تفاوت ناشی از تجارب و محیط رشدمان باشدچون ما در انتخاب آن هم نقشی نداشته ایم و خدا خود نتایج تاثیر محیط بر ما را میدانسته و با توجه به این موضوع محیط رشد ما را انتخاب کرده پس باز هم تصمیمات ما در راستای برنامه ایست که خدا قرار داده و ما فقط نقش باز ی میکنیم .
جفر چیست؟
کسانی جفر را باور دارند کاربردهای این فال را هم در این موارد میدانند: - یافتن عناصر چیره بر سرشت هر فرد و میزان سازگاری افراد با یکدیگر- پیشگویی برای هر فرد- پیدا کردن زمانهای خوش شگون و بدشگون از راه اخترشماری- شرایط برآورده شدن آرزوها- بهبود بیمارها با خواندن ورد و افسون- خواص واجها- دریافت "رازهای" نامهای پیشوایان اسلام از راه آیه تطهیر - تأثیر نامهای خدایی شمارهشناسی شمارههای آریایی، لرزشی، مادی و شزایش هر شخص ویژگیها و منش او را بازگو کنند.
این علم را مخصوص امام علی، پیشوای اول شیعه میدانند. به باور ایشان علوم اولین تا آخرین در جفر است و کتابی بنام جفر جامع که مشتمل بر 28 جلد 28 صفحهای که با چهار حرف الف شروع و با چهار حرف غ به پایان میرسد تمام علوم دنیا گذشته و آینده در آن به صورت ملحوظ در ملفوظ است.
آشنایی اولیه با اصطلاحات->علم نقطه-> علم عدد-> علم مدد->علم حروف ->علم جفر ->علم جفر ساده-> جفر کامل->ستاره شناسی
مرگ
۱-عدد اسم هر کدام را مطابق مطلب قبل بدست بیاورید.
۲-اعداد اسم زن و شوهر را با هم جمع کنید.
۳-به عدد حاصل ۶ تا اضافه کنید.
۴-عدد حاصل را بر ۷ تقسیم کنید.
۵-اگر باقیمانده زوج بود زن زودتر فوت میکند و اگر فرد بود مرد!!!
مثال برای محمد و خدیجه
۱)محمد ۴۰+۸+۴۰+۴=۹۲ خدیجه ۶۰۰+۴+۱۰+۳+۵=۶۲۲
۲)۹۲+۶۲۲=۷۱۴
۳)۷۱۴+۶=۷۲۰
۴)باقیمانده تقسیم ۷۲۰ بر ۷ برابر ۶ است پس زن زودتر فوت می کند.
می توانید روی اموات خود امتحان کنید و نظر بدید!!!
معرفی حروف ابجد و یک نکته
ا ب ج د ه و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰
ت ث خ ذ ض ظ غ۰
۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰
دعا
امام صادق(ع) می فرماید:در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد:
۱-در شگقتم از کسی که ترس بر او غلبه کرده چگونه به ذکر (حسبنا الله و نعم الوکیل) آل عمران/۱۷۱ پناه نمی برد در صورتیکه خداوند به دنبال آن فرموده است به ذکر فوق توسل جستند همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت و چیزی زاید بر آن سود در تجارت ) بازچشتند و هیچگونه بدی به آنها نمیرسد.
۲-در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین)انبیاء/۸۷ پناه نمی برد زیرا خداوند دنبال آن فرموده و همین گونه مومنان را نجات می بخشیم.
۳-در شگفتم از کسی که مورد مکر و حیله واقع شده چگونه به ذکر (افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد)غافر/۴۵ پناه نمی برد زیرا خداوند پس از آن فرمود : "پس خداوند (موسی را در اثر همین ذکر) از شر مکر و فریب فرعونیان مصون داشت.
۴-در شگفتم از کسی که طالب زیباییهی دنیاست چگونه به ذکر (ماشاءالله لا قوة الا بالله)کهف / ۳۹ پناه نمی برد زیرا خداوند پس از آن فرموده است :"مردی که فاقد نعمت های دنیوی بوده خطاب به مردی که از نعمت ها رخوردار بود گفت رگر نو مرا به مال و فرزند کمتر از خود میدانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو دهد."
عمیق تر فکر کنید!!!
از ایران
دوبيتي هايي در وصف مؤمن سرشناس، شهرام خان جزايري عرب!
شهرام كه خندههاش پر معنا بود
محبوس خيال كردنش بيجا بود
اي دوست! تو بهتر از خودم ميداني
از اول قصه آخرش پيدا بود!
*****
آنان كه بسي بهمن سواري دادند
در بانگ دوبي حساب جاري دادند
ديروز مرا گرفته زندان كردند
امروز چنين مرا فراري دادند
*****
شهرام كه از وضع جهان كام گرفت
شد در هتل اوين و آرام گرفت
حالا كه گريختهست، ديگر بايد
شهرام رها نمود و الهام گرفت
*****
آن رشوه دهنده كذايي بگريخت
آن رأفت قوه قضايي بگريخت
شهرام جزايري ز زندان اوين
گويا به جزاير هاوايي بگريخت
*****
الحق كه چه اقتصاد آزادي داشت
در گوشه زندان چه دل شادي داشت
من ماندهام از چه رو فراري شده است
آخر هتل اوين چه ايرادي داشت؟
*****
پولی که هميشه رخنه در دين بکند
عادت به خلاف عرف و آيين بکند
چون موشک ناسا چه عجب گر سفری
از دام اوين به بام پروين بکند
*****
شهرام نكو گريخت، بدنامي بين
با مردم پخته خوار، اين خامي بين
گويا كه نميساخت اوين آب و هواش
گفتند: برو. رأفت اسلامي بين!
*****
بنگر تو صفاي چشمه ذاتش را
در خير رسانيدن، افراطش را
شهرام گريخت تا كه از سر گيرد
پرونده ناتمام خيراتش را
خود بزرگ بینی فرمانده امریکایی
10 تفاوت بین ایران و امریکا
تفـــاوت ها
آمريکا با ايجاد آزادي اخلاقي کاري کرده است که مردم به فساد و فحشا روي بياورند اما جمهوري اسلامي از طريق محدوديت اخلاقي کاري کرده است که مردم به فساد و فحشا روي مي آورند .
دولت آمريکا از روشنفکران خودش بدش مي آيد، اجازه مي دهد آنها حرفشان را بزنند اما کاري مي کند که هيچکس حرف آنها را نشنود، جمهوري اسلامي هم از روشنفکران خودش بدش مي آيد، جلوي حرف زدن آنها را مي گيرد، اما همه حرف آنها را مي شنوند .
در ايران اول قدرت سياسي پيدا مي کنند بعد پولدار مي شوند، در آمريکا اول پولدار مي شوند بعد قدرتسياسي پيدا مي کنند .
رئيس جمهور آمريکا يک گاوچران بيسواد است، اما کشورش پيشرفت علمي مي کند، رئيس جمهور ما يک فيلسوف است اما پيشرفت علمي نمي کنيم .
ما گذشته مان عظيم است، حال مان خراب است و آينده مان نامعلوم است. آنها گذشته شان نامعلوم است، حال شان بد نيست و آينده شان مشخص است .
مردم ما در جريان ريز و درشت اخبار جهان هستند ولي نقشي در حکومت ندارند، اما آمريکاييها در جريان مسائل کشور خودشان هم نيستند ولي نقش تعيين کننده در سرنوشت شان دارند .
در آمريکا گروهي عظيم با فکر کردن يک کشور بزرگ را اداره مي کنند. و در کشور ما گروهي عظيم با فکر کردن جلوي اداره يک کشور بزرگ را مي گيرند .
در آمريکا هرکس کار جديدي بکند يا فکر تازه اي داشته باشد خوشبخت مي شود، در ايران هر کس کار جديدي بکند يا فکر تازهاي به سرش بزند بيچاره مي شود .
آمريکا کشور فردگرايي است اما همه چيز با سيستم اداره مي شود، در کشور ما فردگرايي ممنوع است، هيچ سيستمي هم وجود ندارد .
در آمريکا هر کسي هر غلطي بخواهد مي کند دولت هم کاري به کارش ندارد، در ايران حکومت هر غلطي خواست مي کند، کسي هم کاري به کارش ندارد .
ده شباهت بین ایران و امریکا
هر دو کشور براي بقاي خود به يک يا چند دشمن احتياج دارن .
هر دو کشور دوست دارند در مسائل کشورهاي ديگر دخالت کنند، يکي زورش مي رسد، يکي نمي رسد .
درهر دو کشور مردم در حال خوشگذراني اند، در يکي دولت از اين موضوع ناراحت است، در يکي خوشحال است .
در هر دو کشور رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومي نقش دارند. در آمريکا اين رسانه ها وجود دارند اما در ايران اين رسانه ها مدتهاست نابود شده اند .
مردم ايران و مردم آمريکا از خارجي ها خوششان مي آيد، با اين تفاوت که ايراني ها خارجي ها را در خارج از کشورشان مي بينند، اما آمريکايي ها خارجي ها را در کشور خودشان مي بينند .
در هر دو کشور رسوايي اخلاقي يک اسلحه سياسي عليه مخالف است، با اين تفاوت که در آمريکا رسوايي اخلاقي باعث محبوبيت در کوتاه مدت مي شود، در ايران در دراز مدت .
هر دو حکومت با تبليغات اداره مي شوند، اما يکي شان تبليغات را بلد است، ديگري بلد نيست .
هر دو کشور متکي به تلويزيون هستند، در يکي تلويزيون هيجان انگيز است و در ديگري نفرت انگيز
در هر دو کشور مردم اعتقادات ديني دارند، در يکي مردم مي خواهند بروند بهشت، اما در ديگري حکومت به زور قصد دارد همه را به بهشت بفرستد .
شروع
با سلام
۱-نیمه اسفند سال ۸۱ بود.ساعت تقریبا ۹ بود.تو اتاق خالی -دلیل خالی بودنش باشه برای بعد-خونمون داشتم واسه کنکور درس میخوندم.یهو حس ناجوری از دلشوره بهم قالب شد.رفتم سراغ پنجره(اتاق طبقه دوم است)دیدم پایین دیوار روبرو یه گربه بزرگ حنایی داره راه میره>ولی راه رفتنش مثل لیز خوردن بود.دستمو بلند کردم که مثلا ًمیخوام چیزی پرت کنم که اون برگشت و زل زد تو چشمام و من که از گرگ بیابون نمی ترسم دلم هری ریخت پایین.
پنجره را بستم ورفتم سراغ درسهام/رو کتابام خوابم برده بود/ساعت۳:۵۰ بودکه با صدایی مثل کشیدن چوب رو آسفالت بیدار شدم/دلشوره عجیبی داشتم/پنجره را باز کردم/یک آدم کچل و ۵۰ سانتی با سبیلای کلفت زیر پنجره بود.
با دیدن من صورتش اومد روبروی صورتم و با مشت زد پای چشمم.(کوتوله با صورت من سه متر ارتفاع و دو متر طول فاصله داشت).
من پرت شدم عقب و بیهوش شدم.صبح که از خواب بیدار شدم دیدم پنجره باز است و من روی کتابهام افتادم .تعجب کردم چون هنوزگیج بودم و دیشب کاملاً یادم نبود.وقتی رفتم صورتم رو بشورم تو آیینه دیدم چشمم سیاه شده و ورم کرده.
باورم نمیشد. یعنی واقعاً اتفاق افتاده بود؟
شب بعد رفتم تا مطمئن بشم و انتقام بگیرم.آخه تا اون موقع کسی دست رو من بلند نکرده بود که دهنشو سرویس نکرده باشم. ولی مادرم نذاشت اونجا بخوابم.اون چیزهایی می دونست که من نمی دونست!!
رفت تا فردا شب که صبر کردم که همه بخوابند و من رفتم تو همون اتاق...
هنوز لامپ روشن بود و من رو زمین دراز کشیده بودم و به سقف اتاق خیره شده بودم که حس کردم یک چیز سنگین مثل غلتک از رو پاهام شروع کرد بالا اومدن!!!
با ورم نمیشد!!بختک تو بیداری!!!بیحسی به کمرم رسیده بود و من که از ترس پاپیون زده بودم دستمو زدم زمین و یک بسم الله گفتم و پریدم از اتاق بیرون.
از اون موقع دارم رو ماهیت جن تحقیق میکنم تا سر در بیارم اون چیه.
به حقایق بسیار جالب توجه و دست اولی هم رسیدم که بعداّ بهتون میگم.



